على محمدى خراسانى

38

شرح رسائل (فارسى)

منابع احكام ، حكم شرعى را استنباط مىكند و عمل مىكند . و امّا دليل الزامى : عبارتست از دليلى كه هدف مستدل از آن ملزم ساختن و تسليم نمودن و اسكات خصم است و باصطلاح مىخواهد بدين منظور دماغ خصم را به خاك بمالد و لذا از مقدماتى بهره مىگيرد كه نزد خصم از مسلمات باشند اعمّ از اينكه خود مستدل آنها را قبول داشته باشد يا خير . نظير اينكه در طول تاريخ دانشمندان بزرگ شيعه و فقيهان نامى اماميه براى اثبات حقانيت تشيع و اثبات خلافت بلافصل على بن ابى طالب ( ع ) به كتب عامه و روايات آنها از نبى اكرم ( ص ) استناد مىكنند اگرچه به عقيدهء شيعه آن روايات حجت نباشد باعتبار سند و طريق آن . و امّا دليل برهانى : آن دليلى است كه تشكيل يافته از يك سلسله مقدمات يقينيّه و مقدماتى كه مورد تسالم طرفين مباحثه است و هركسى كه داراى تفكر برهان و قدرت تجزيه و تحليل مطالب را دارا باشد تصديق مىكند و هدف اصلى اثبات يك حقيقت و واقعيت است . نظير اثبات صانع اثبات وحدت صانع و علم و قدرت او و . . . با براهين فلسفى و كلامى موجوده در كتب مربوطه . و امّا دليل ارشادى : عبارتست از استدلالى كه هدف از آن ارشاد و راهنمائى مخاطب به فن پيچيده و ظريف استدلال است تا در مقام مباحثه مغلوب نگردد نظير معلّمى كه به دانش‌آموزان خويش مىآموزد كه اگر خصم شما چنين گفت شما چه جواب بدهيد ؟ چگونه وارد استدلال شويد تا او را منكوب سازيد و . . . با عنايت به اين مقدّمه جواب اوّل مرحوم شيخ اينست كه : ما از اين عالم يهودى و هر عالم ديگر يهودى يا مسيحى كه براى اثبات حقانيت و بقاء شريعت خويش از استصحاب البقاء مدد بگيرند مىپرسيم : منظورتان چيست ؟ شماها براى چه هدفى از اين دليل بهره‌بردارى مىكنيد ؟ سه احتمال بيشتر متصور نيست ؟